![]() |
![]() |
|
| † † اینجا شهر نوشته های بی معنی شاید هم پر معنی است † † |
|
توی سرنوشتی
که نمیشه از نو نوشتش ... بازی روزگارتو رو الهه تاریکی می کنه ... وقتی تنهایی اسمون مثل تازیانه تو سرت می خوره ... وقتی شب ترسناک میشه ... امیدت فقط می تونه یه شازده باشه اونی که از سرزمین خورشید می یاد ... تو دستاش امید تو قلبش رهایی مواظب باش که از دستش ندی .. مواظب باش ...
|
|
+ دست نوشته های الهه تاریکی
سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 17:41 توسط یاشا |
|
|
اری دلم سیاه شده از بس که عاشق موندم و سوختم ...
اره لجنزار قلبم روز به روز بوی تعفن بیشتری می گیره ... میدونی اخه وقتی تو نیستی پیشم که گریه کنی تا این دلم دریا بشه ... زندگیم شده تو تاریکی قدم زدن ... به کسی نگیا من از تاریکی می ترسم ... اخه طاقت سوختن ستاره ها رو ندارم ....
|
|
+ دست نوشته های الهه تاریکی
سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 17:35 توسط یاشا |
|
|
|
|
+ دست نوشته های الهه تاریکی
پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 17:45 توسط یاشا |
|
|
On a dark desert highway, cool wind in my hair
|
|
+ دست نوشته های الهه تاریکی
چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 19:8 توسط یاشا |
|
|
مي نويسم چون هميشه بر روي يك خط تاريك از سرنوشت خودم فقط خط هاي سياهي را مي بينم كه
روز به روز مرا به سوي تاريكي مي برند ..... تنهايي تا كجا ؟ تا كي مي شود با شب در سكوت غرق شد ... و در طلوع براي خورشيدي تازه جنگيد به كدامين بهار دل بسته ايم ؟
|
|
+ دست نوشته های الهه تاریکی
یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 20:37 توسط یاشا |
|
|
در اين سياهي روزگار
پسرك دل خسته روز با چه شوقي داس دروگر را دور بزند ... وقتي كه دلبران زيبا يك به يك بر او خط قرمز مي كشند ... وقتي همدلان او خيانت پيشه مي شوند ... به چه اميدي به اين روزگار دل خواهد بست .. او تنهاست ... تنها تر از تنهايي ... كلبه اش خالي اما قلبش پر از مهر ... با دست خالي محبت مي خرد ... افسوس ... افسوس .... ...
|
|
+ دست نوشته های الهه تاریکی
چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 18:12 توسط یاشا |
|
|
FiRSt PaGe YaSHa |
| aBout Me |
الهه تاریکی ‡ متولد اردبیهشت ‡ مجنون سابق و فعلی
|
| پیوندهای روزانه |
|
خاکستری قهوه در ایران و خواص آن آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|