![]() |
![]() |
|
| † † اینجا شهر نوشته های بی معنی شاید هم پر معنی است † † |
|
ميگويم از زمستان مي خوانم از مرده هاي متحرك چون من از خوابهاي پوشالي چون تو و در انتظار بهار باور زير تازيانه هاي سهمگين اسمان محاكمه ميشوم بزن اي شلاق اسمان بزن بر سر و صورتم ... مي خواهم از تو تازه شوم ... پناهگاهي ندارم جز خيال يك چتر ... خالي , اما پر از رويايم... |
|
+ دست نوشته های الهه تاریکی
چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:23 توسط یاشا |
|
|
این پریشانی که میبینی ... از اسمان نیست .... از خشم بادهای سکوت است... که در بی کسی زمین ... بر پیکر لخت درخت ها تازیانه می زند ... فصل بدبختی شروع شده است .... اینجا مردم ورق پارهای اشفتگیشان را می خوانند ... نه افسانه های عاشقی ...! این شعر و چون خیلی دوست دارم نظر سنجی نمیذارم ولی اگه دوست داشتید برای شعرهای پایینی بنویسید ...! † † با تشکر الهه تاریکی † † |
|
+ دست نوشته های الهه تاریکی
دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 23:58 توسط یاشا |
|
|
دلم ترنه اي مي سرايد از جنس اشك .... |
|
+ دست نوشته های الهه تاریکی
چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 14:51 توسط یاشا |
|
|
FiRSt PaGe YaSHa |
| aBout Me |
الهه تاریکی ‡ متولد اردبیهشت ‡ مجنون سابق و فعلی
|
| پیوندهای روزانه |
|
خاکستری قهوه در ایران و خواص آن آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|