تبليغاتX
††     اینجا شهر بندگان سکوت است    ††
† †  اینجا شهر نوشته های بی معنی شاید هم پر معنی است  † †

عذاب بارون

نم نم بارون

تو این شهر اروم  

تنهایی و کوچ اسون

نم نم بارون تو خیابون

دل حریص من و پنجره ویرون

نم نم بارون

سکوت داغون

عذاب بارون !!!

+ دست نوشته های الهه تاریکی  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 17:50  توسط یاشا | 

به تو از تو مي نويسم
به تو اي هميشه در ياد
اي هميشه از تو زنده
لحظه هاي رفته بر باد
 وقتي كه بن بست غربت
سايه سار قفسم بود
زير رگبار مصيبت
بي كسي تنها كسم بود
وقتي از آزار پاييز
برگ و باغم گريه مي كرد
قاصد چشم تو آمد
مژده ي روييدن آورد
به تو نامه مي نويسم
اي عزيز رفته از دست
اي كه خوشبختي پس از تو
گم شد و به قصه پيوست
 اي هميشگي ترين عشق
 در حضور حضرت تو
 اي كه مي سوزم سراپا
 تا ابد در حسرت تو
به تو نامه مي نويسم
نامه اي نوشته بر باد
 كه به اسمت چو رسيدم
قلمم به گريه افتاد
 اي تو يارم ، روزگارم ، گفتني ها با تو دارم
 اي تو يارم ، از گذشته يادگارم
 به تو نامه مي نويسم
اي عزيز رفته از دست
اي كه خوشبختي پس از تو
گم شد و به قصه پيوست
در گريز ناگزيرم
گريه شد معناي لبخند
 ما گذشتيم و شكستيم
 پشت سر پلهاي پيوند
 در عبور از مسلخ تن
 عشق ما از ما فنا بود
بايد از هم مي گذشتيم
 برتر از ما عشق ما بود
 اي تو يارم ، روزگارم ، گفتني ها با تو دارم
اي تو يارم ، از گذشته يادگارم

 

+ دست نوشته های الهه تاریکی  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 1:47  توسط یاشا | 
 
http://salar2.persianbblog.com