تبليغاتX
††     اینجا شهر بندگان سکوت است    ††
† †  اینجا شهر نوشته های بی معنی شاید هم پر معنی است  † †

تا بينهايت نفرت !

 

روزها گذشتند و خاطرات تكرار شدند ...

تا در بداهه نوازي دروغ ها اول شوند

دل شكست ، شب فرو ريخت

مهتاب ترسيد و زود گريخت.

 پيروزي از آن  سرابي  شد

كه سكوتش بيراهه بود

تا  عابر خسته شهر

دور باشد از حقيقت باور شك

و اسماني كه پيچ و خم رويايش شد .

دست پنهاني گامي برداشت  به بلنداي دزدي خورشيد

تا اينچين از خاطرات ،

تنها روزنه كوچكي باشد

براي غصه خوردن ، تلخي حسرت

و شروعي تا بينهايت نفرت !

 

 4/11/85

الهه تاريكي

 

+ دست نوشته های الهه تاریکی  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 23:49  توسط یاشا | 
 
http://salar2.persianbblog.com