تبليغاتX
††     اینجا شهر بندگان سکوت است    ††
† †  اینجا شهر نوشته های بی معنی شاید هم پر معنی است  † †

 

 

دورترین خاطره ها

سخت ترین آرزوها

از آن کسی بود

که هیچ وقت نبود

نردیک بود

 اما در امتداد فاصله ها پنهان

دور بود

 اما چون فرشته ای در کنارم نشسته بود

چه کنم ؟

حرفهایم مچاله بود

شعرهایم پاره پاره

اما قلبم همچنان می خواند! 

...

 

+ دست نوشته های الهه تاریکی  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 2:56  توسط یاشا | 
 
http://salar2.persianbblog.com